اقتصاد،حسابداری، مدیریت،مالی و سرمایه گذاری

افزایش دانش اقتصادی،مالی ومدیریت

اقتصاد،حسابداری، مدیریت،مالی و سرمایه گذاری

افزایش دانش اقتصادی،مالی ومدیریت

رشد فناوری و تغییرات: سفر به دنیای نوین

مقدمه

در دل عصر دیجیتال، جایی که فناوری به دستان ما زندگی می‌بخشد، هر روز داستان‌های جدیدی از تحول و دگرگونی در حال شکل‌گیری است. این تغییرات نه تنها بر روی زندگی ما بلکه بر روی نحوه تفکر، ارتباط و حتی احساسات ما تأثیر می‌گذارند. بیایید با هم به سفری در این دنیای نوین بپردازیم و نگاهی به داستان‌های واقعی و چالش‌های پیش رو داشته باشیم.


1. دنیای جدید اقتصاد: از کارخانه‌های سنتی تا هوش مصنوعی

در یک صبح دل‌انگیز در قلب آلمان، کارخانه‌ای قدیمی با دیوارهای آجری و صداهای آشنا، به آرامی در حال دگرگونی بود. مدیران این کارخانه تصمیم گرفته بودند تا با استفاده از هوش مصنوعی، فرآیندهای تولید را متحول کنند. آن‌ها به جای کارگران، روبات‌ها را به کار گرفتند و سیستم‌های هوشمند به کمک آن‌ها آمدند.


در این میان، کارگران قدیمی با دل‌نگرانی به تغییرات نگاه می‌کردند. اما به زودی متوجه شدند که این فناوری نه تنها کارایی را افزایش می‌دهد، بلکه فرصت‌های جدیدی را برای خلاقیت و نوآوری فراهم می‌کند. آن‌ها به جای انجام کارهای تکراری، به نقش‌های مدیریتی و خلاقانه منتقل شدند. این داستان، نمادی از آینده‌ای است که در آن انسان‌ها و فناوری به‌طور هماهنگ در کنار یکدیگر کار می‌کنند.


2. پیوندهای نوین: دوستی در دنیای دیجیتال

در دورانی که ارتباطات به سادگی یک کلیک تبدیل شده است، مریم و سارا، دو دوست قدیمی، به یاد روزهای خوش دانشگاه به یکدیگر فکر می‌کردند. آن‌ها که به دلیل مشغله‌های زندگی از هم دور شده بودند، با ظهور شبکه‌های اجتماعی دوباره به هم پیوستند. هر روز به یکدیگر پیام می‌دادند و در دنیای مجازی، زندگی یکدیگر را دنبال می‌کردند.


اما آیا این ارتباطات مجازی می‌تواند جایگزین لحظات واقعی و حضوری شود؟ در یک روز بارانی، آن‌ها تصمیم گرفتند تا با هم یک کتاب را مطالعه کنند و در یک ویدئو کنفرانس به بحث بپردازند. این تجربه، پیوندی عمیق‌تر از گذشته را میان آن‌ها ایجاد کرد. داستان آن‌ها به ما یادآوری می‌کند که فناوری می‌تواند پل‌های جدیدی بسازد، اما هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین لحظات واقعی و انسانی شود.


3. فرهنگ در حال تغییر: داستان رسانه‌های اجتماعی

در سال‌های اخیر، پلتفرم‌های استریمینگ به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده‌اند. به عنوان مثال، سریال “بازی تاج و تخت” نه تنها به یک پدیده جهانی تبدیل شد، بلکه به موضوعی برای بحث و تبادل نظر در میان افراد از فرهنگ‌ها و ملیت‌های مختلف بدل گردید. این داستان‌ها ما را به هم نزدیک‌تر کردند و فرهنگ‌های مختلف را به یکدیگر پیوند دادند.


اما آیا این تغییرات به معنای کاهش تنوع فرهنگی هستند؟ آیا ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن داستان‌ها و روایت‌ها به یکدیگر شبیه می‌شوند؟ آینده نشان خواهد داد که چگونه می‌توانیم از این فناوری‌ها برای حفظ و ترویج تنوع فرهنگی استفاده کنیم.


4. چالش‌های حریم خصوصی: داستانی از نشت اطلاعات

در سال 2021، یکی از غول‌های فناوری به خاطر نشت اطلاعات خصوصی کاربرانش مورد انتقاد شدید قرار گرفت. این حادثه نه تنها اعتماد عمومی را خدشه‌دار کرد، بلکه زنگ خطری برای همه ما بود. در دنیایی که اطلاعات شخصی به سادگی در دسترس قرار می‌گیرد، ما باید به فکر حفاظت از حریم خصوصی خود باشیم.


آینده ما به فناوری بستگی دارد، اما همچنین نیازمند قوانین و مقرراتی است که امنیت و حریم خصوصی کاربران را تضمین کند. آیا ما آماده‌ایم تا در این دنیای دیجیتال، از حریم خصوصی خود محافظت کنیم؟

نتیجه‌گیری

رشد فناوری و تغییرات ناشی از آن، داستانی پر از امید، چالش و تحول است. این سفر به ما یادآوری می‌کند که چگونه می‌توانیم از فناوری به نفع خود بهره‌برداری کنیم و در عین حال به حفظ ارزش‌های انسانی و فرهنگی خود ادامه دهیم. بیایید با هم به سوی آینده‌ای پیش برویم که در آن فناوری نه تنها ابزاری برای پیشرفت، بلکه وسیله‌ای برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر و زندگی بهتر باشد.

تأثیر هوش مصنوعی AI بر هوش واقعی انسان: یک سفر به آینده

در دنیای امروز، هوش مصنوعی (AI) به یکی از ارکان اساسی زندگی ما تبدیل شده است. این فناوری نه تنها به تغییرات شگرفی در نحوه زندگی ما منجر شده، بلکه تأثیرات عمیقی بر هوش واقعی انسان نیز دارد. بیایید به بررسی این تأثیرات بپردازیم و ببینیم چگونه می‌توانیم از این تغییرات بهره‌برداری کنیم.

۱. **تقویت توانایی‌های شناختی: یک همکار هوشمند**

تصور کنید که هر روز با یک دستیار هوشمند کار می‌کنید که به شما در انجام وظایف روزمره کمک می‌کند. این دستیارها، با تحلیل داده‌ها و ارائه پیشنهادات، نه تنها بار ذهنی شما را کاهش می‌دهند بلکه به شما این امکان را می‌دهند که زمان بیشتری را به تفکر خلاق و نوآوری اختصاص دهید. اینگونه، هوش مصنوعی به یک همکار هوشمند تبدیل می‌شود که در کنار شماست.

۲. **تحول در یادگیری: یادگیری شخصی‌سازی شده**

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که هر فرد چگونه می‌تواند به‌طور خاص و متناسب با نیازهای خود یاد بگیرد؟ هوش مصنوعی این امکان را فراهم می‌کند. با استفاده از الگوریتم‌های هوشمند، فرآیند یادگیری به‌طور کامل شخصی‌سازی می‌شود. این تحول باعث می‌شود که هر فرد با سرعت و شیوه‌ای که برای او مناسب است، به دانش و مهارت‌های جدید دست یابد.

۳. **چالش‌های شناختی: خطرات وابستگی**

اما در این میان، باید به چالش‌ها نیز توجه کنیم. وابستگی مفرط به هوش مصنوعی ممکن است به کاهش توانایی‌های شناختی منجر شود. وقتی ما به راحتی به اطلاعات دسترسی داریم، ممکن است حافظه و قدرت یادآوری خود را کمتر تمرین کنیم. این امر می‌تواند به زوال تدریجی مهارت‌های شناختی منجر شود و ما را از تفکر انتقادی دور کند.

۴. **فرصت‌های جدید: مهارت‌های دیجیتال**

در عین حال، هوش مصنوعی به ما این امکان را می‌دهد که مهارت‌های جدیدی را یاد بگیریم. این مهارت‌ها نه تنها شامل برنامه‌نویسی و تحلیل داده‌ها می‌شود، بلکه به ما کمک می‌کند تا در دنیای دیجیتال امروز، رقابتی‌تر و کارآمدتر باشیم. به این ترتیب، هوش مصنوعی به یک محرک برای یادگیری و رشد تبدیل می‌شود.

۵. **چالش‌های اخلاقی: تفکر در عصر هوش مصنوعی**

با ظهور هوش مصنوعی، سوالات اخلاقی و اجتماعی جدیدی مطرح می‌شود. چگونه می‌توانیم از این فناوری به‌نحو احسن استفاده کنیم؟ تأثیرات آن بر بازار کار و زندگی روزمره ما چیست؟ این چالش‌ها نیازمند تفکر عمیق و رویکردهای نوآورانه است. ما باید به دقت به این مسائل بپردازیم و راهکارهایی برای بهره‌برداری مسئولانه از هوش مصنوعی پیدا کنیم.

 **نتیجه‌گیری: آغازی برای آینده‌ای نو**

هوش مصنوعی می‌تواند هم به تقویت و هم به چالش کشیدن هوش واقعی انسان کمک کند. ما در آستانه یک انقلاب بزرگ هستیم و نحوه بهره‌برداری از این فناوری، آینده ما را شکل خواهد داد. بیایید با هوشیاری و دقت به این تغییرات نگریسته و از فرصت‌هایی که هوش مصنوعی برایمان فراهم می‌کند، به بهترین نحو بهره‌برداری کنیم. آینده‌ای روشن در انتظار ماست، به شرطی که با دقت و اندیشه به آن نزدیک شویم.

ریسک سرمایه گذاری برای اقشار آسیب پذیر جامعه

ریسک‌های سرمایه‌گذاری برای اقشار آسیب‌پذیر جامعه به‌ویژه در شرایط اقتصادی ناپایدار، یکی از موضوعات پیچیده و حیاتی در مطالعات اقتصادی و مالی به شمار می‌آید. افراد با منابع مالی محدود، معمولاً در معرض طیفی از ریسک‌ها قرار دارند که می‌تواند به‌طور چشمگیری وضعیت مالی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. در این راستا، درک ریسک‌های سرمایه‌گذاری و اتخاذ رویکردهای هوشمندانه برای مدیریت آن، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در ادامه به بررسی این ریسک‌ها و روش‌های ممکن برای کاهش آسیب‌پذیری این اقشار می‌پردازیم.

۱. ریسک از دست دادن سرمایه (Capital Loss Risk) 
یکی از مهم‌ترین ریسک‌ها در فرآیند سرمایه‌گذاری، احتمال از دست دادن سرمایه اولیه است. اقشار ضعیف، به‌ویژه آن دسته که ذخایر مالی محدودی دارند، در صورت مواجهه با از دست دادن بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاری‌های خود، ممکن است قادر به بازسازی منابع مالی خود نباشند. این امر می‌تواند فشار اقتصادی زیادی به آنها وارد کرده و روند زندگی آنها را مختل کند.

۲. ریسک نقدینگی (Liquidity Risk)  
افرادی که در طبقات اقتصادی پایین‌تر قرار دارند، ممکن است نیاز مبرم به نقدینگی در مواقع بحرانی داشته باشند. در چنین شرایطی، ممکن است مجبور شوند دارایی‌های خود را با قیمت پایین‌تر از ارزش واقعی آن به فروش برسانند. این وضعیت به‌ویژه در بازارهایی با نوسانات بالا یا در دوران رکود اقتصادی می‌تواند زیان‌های بیشتری به دنبال داشته باشد.

۳. ریسک بازده پایین (Low Return Risk
در برخی موارد، افراد با درآمد کم ممکن است به دنبال سرمایه‌گذاری در ابزارهای کم‌ریسک‌تری مانند سپرده‌های بانکی یا اوراق قرضه دولتی باشند. هرچند این گزینه‌ها احتمال از دست دادن سرمایه را کاهش می‌دهند، اما از آنجایی که بازده آنها معمولاً پایین است، ممکن است در برابر تورم و افزایش هزینه‌های زندگی آسیب‌پذیر باشند. این امر می‌تواند به تضعیف قدرت خرید و وضعیت مالی آنها در درازمدت منجر شود.

۴. عدم دسترسی به مشاوره مالی (Lack of Financial Advisory)  
نبود دسترسی به مشاوره مالی تخصصی یکی دیگر از چالش‌های اساسی اقشار ضعیف جامعه است. بدون دانش کافی از ابزارهای مالی، ریسک‌های موجود و استراتژی‌های مناسب برای مدیریت این ریسک‌ها، افراد ممکن است انتخاب‌های نادرستی در زمینه سرمایه‌گذاری انجام دهند. این موضوع به‌ویژه در بازارهای پیچیده و با نوسانات زیاد مانند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال می‌تواند به افزایش ریسک‌های مالی آنها منجر شود.

۵. ریسک‌های ناشی از بحران‌های اقتصادی (Economic Crisis Risks)
افرادی که در طبقات اقتصادی پایین‌تر قرار دارند، در دوران بحران‌های اقتصادی یا رکود شدید، بیشتر در معرض آسیب هستند. بحران‌های اقتصادی می‌توانند موجب کاهش ارزش دارایی‌ها، افزایش بیکاری و کاهش دستمزدها شوند که در نتیجه فشار بیشتری بر اقشار ضعیف وارد می‌آید. در چنین شرایطی، این گروه‌ها ممکن است فاقد منابع مالی کافی برای مقابله با مشکلات اقتصادی باشند.

۶. ریسک‌های اجتماعی و قانونی (Social and Legal Risks)  
در برخی کشورها، اقشار ضعیف ممکن است با چالش‌های قانونی یا اجتماعی خاصی مواجه شوند که آنها را در معرض خطرات مالی قرار می‌دهد. به عنوان مثال، در صورت سرمایه‌گذاری در بازارهای غیررسمی یا فعالیت‌های اقتصادی غیرقانونی، افراد ممکن است علاوه بر از دست دادن سرمایه، با مشکلات حقوقی و قانونی نیز روبه‌رو شوند که می‌تواند پیامدهای جدی برای وضعیت مالی و اجتماعی آنها به همراه داشته باشد.

۷. عدم تنوع در سبد سرمایه‌گذاری (Lack of Diversification) 
اقشار ضعیف به‌دلیل محدودیت منابع مالی ممکن است قادر به ایجاد یک سبد متنوع از سرمایه‌گذاری‌ها نباشند. این موضوع می‌تواند آنها را در برابر نوسانات بازار و تغییرات غیرمنتظره اقتصادی آسیب‌پذیرتر کند، زیرا دارایی‌های آنها بیشتر در معرض تغییرات سریع و شدید قرار می‌گیرند.

برخی پیشنهادات برای کاهش ریسک و بهبود وضعیت مالی اقشار ضعیف

1. آموزش مالی و مشاوره تخصصی
برای کاهش ریسک‌های سرمایه‌گذاری، فراهم آوردن آموزش‌های مالی به‌ویژه برای اقشار ضعیف ضروری است. این آموزش‌ها باید شامل اطلاعاتی درباره ابزارهای سرمایه‌گذاری، مدیریت ریسک و استراتژی‌های مالی باشد. همچنین، دسترسی به مشاوره‌های مالی حرفه‌ای می‌تواند به این افراد کمک کند تا تصمیمات بهتری در زمینه تخصیص منابع مالی خود اتخاذ کنند.

2. سرمایه‌گذاری تدریجی و با مقادیر کوچک (Dollar-Cost Averaging)
سرمایه‌گذاری تدریجی و منظم، به‌ویژه در بازارهای نوسانی، می‌تواند به کاهش تأثیر نوسانات بازار بر سرمایه‌گذاری‌ها کمک کند. با این روش، افراد می‌توانند با مقادیر کم و در زمان‌های مختلف به تدریج دارایی‌های خود را سرمایه‌گذاری کنند، که ریسک‌های مرتبط با خرید در زمان‌های اوج بازار را کاهش می‌دهد.

3. تنوع در سبد سرمایه‌گذاری  
حتی با منابع مالی محدود، اقشار ضعیف می‌توانند از طریق انتخاب ابزارهای مختلف سرمایه‌گذاری، ریسک را کاهش دهند. برای مثال، استفاده از ترکیبی از سهام، اوراق قرضه دولتی، و صندوق‌های سرمایه‌گذاری می‌تواند ریسک کلی سبد سرمایه‌گذاری را کاهش دهد و از آسیب‌پذیری آن در برابر نوسانات بازار بکاهد.

4. استفاده از ابزارهای مالی با ریسک کمتر 
در شرایطی که منابع مالی محدود است، انتخاب ابزارهای کم‌ریسک و با بازده مناسب نظیر سپرده‌های بانکی یا اوراق قرضه دولتی می‌تواند راهکار مناسبی باشد. این ابزارها به‌طور عمومی بازده کمتری دارند، اما در عوض ریسک سرمایه‌گذاری را به حداقل می‌رسانند و از دست دادن سرمایه اولیه را تقریباً غیرممکن می‌سازند.

**نتیجه‌گیری**  
ریسک‌های سرمایه‌گذاری برای اقشار ضعیف جامعه، به دلیل محدودیت منابع مالی، فقدان دسترسی به مشاوره تخصصی و ضعف در آگاهی‌های مالی، به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بالاتر است. بنابراین، آگاهی‌بخشی، آموزش‌های مالی و ایجاد دسترسی به مشاوره‌های تخصصی می‌تواند به کاهش این ریسک‌ها و بهبود وضعیت مالی این گروه‌ها کمک کند. مدیریت هوشمندانه ریسک و استفاده از استراتژی‌های متنوع و مناسب، می‌تواند به اقشار آسیب‌پذیر این امکان را بدهد تا با اطمینان بیشتری وارد دنیای سرمایه‌گذاری شوند و از مزایای آن بهره‌مند گردند.

روز کار و کارگر

نخستین  روز ماه مه، جشنی در عرصه جهانی برای گرامیداشت تلاش‌های کارگران است و فرصتی  برای اتحادیه‌های کارگری تا بتوانند در مقابل دولت‌ها گامهای محکم‌تر در راستای تقویت حقوق کارگران بردارند.

روز جهانی کار از سوی بسیاری از کشورها های  جهان به رسمیت شناخته شده و بخشی از تقویم رسمی سالانۀ آنهامی باشد.

 فرا رسیدن این روز، در کشورهای مختلف به شیوه‌های متفاوتی جشن گرفته می‌شود؛ گاه بسیار بزرگ و مفصل و گاهی آرام و همراه با آیین‌های سنتی و بومی.

پشتوانه تاریخی روز کارگر

اگرچه روز جهانی کارگر رویدادی با ویژگی‌هایی عمدتا اروپایی به نظر می‌رسد، اما ریشه این مناسبت را باید در قاره‌های دیگربررسی نمود.

در ۲۱ آوریل ۱۸۵۶ میلادی، سنگ‌تراش‌ها در شهر ملبورن استرالیا به آنچه که «شرایط غیرقابل تحمل» کار می‌نامیدند اعتراض کرده و درنهایت به پیروزی رسیدند و توانستند با کارفرمایان به توافقی برسند که منجر به نهادینه شدن قانون «۸ ساعت کار در روز» شد. این موفقیت به کارگران به ویژه در ایالات متحده آمریکا نیز انگیزه کافی داد تا برای احقاق حقوق خود دست به کار شوند.

بدین ترتیب دیگر ریشۀ جهانی شدن روز کارگر را باید در آمریکای شمالی جستجو کرد؛ در ماه مه ۱۸۸۶ میلادی تجمعات مسالمت‌آمیز شیکاگو در حمایت از اعتصاب‌های کارگری برای قانونی شدن روزهای کاری ۸ ساعته، بشدت سرکوب شد و شمار قابل توجهی کشته و زخمی برجای گذاشت.

۴ سال پس از وقوع این حادثه که به «رویداد میدان های‌مارکت» نیز معروف است، سازمانی در فرانسه به نام «انترناسیونال دوم» که متشکل از احزاب سوسیالیستی و کارگری از کشورهای مختلف بود، خواستار برگزاری تجمعاتی جهانی در یادبود قربانیان اعتراضات خونین شیکاگو شد.

به این ترتیب تا پایان قرن ۱۹ میلادی بسیاری از کشورهای اروپایی از این واقعه الهام گرفتند و روز کار و کارگر جهانی شد.

اکنون نیز اگرچه برخی کشورها در تقویم ملی خود روز متفاوتی را به عنوان روز کارگر معرفی کرده‌اند (بطور مثال ایالات متحده و کانادا در اول سپتامبر) اما آنچه بیشتر از همه وجه جهانی دارد، اولین روز ماه مه به عنوان روز کارگر است.

اقتصاد دستوری

آشنایی با مفهوم اقتصاد دستوری

اقتصاد دستوری،  اقتصاد برنامه ریزی شده نیز شناخته می شود، برنامه ریزی های اصلی اقتصادی برعهده ی دولت است که ابزارهاو مشوق های  تولید یا نظارت بر تولید را در کلیه سطحوح جامعه در اختیار دارد. مالکیت خصوصی زمین، کار و سرمایه عمدتا در حمایت از برنامه های دولت مرکزیبکار گرفته می شود. در اقتصاد دستوری  تنها دولت علاوه بر اینکه تعیین قیمت ها و کنترل و نظارت بر تولید را بر عهده دارد، بلکه حتی در مواردی محدود کننده رقابت در بخش خصوصی نیز می باشد. 

در اقتصاد دستوری، دولت اولویت های اقتصادی  را تعیین می کندو اغلب این امور با تدوین برنامه های چند ساله  صورت می گیرد.

و در نهایت، تمامی قوانین و مقررات و دستورالعمل ها طبق برنامه ی  دولت تنظیم شده و همه ی مشاغل از طرح و برنامه ی دولت تبعیت کرده و قادر نیستند نسبت به تاثیرات و فشارهای بازار آزاد، واکنشی از خود نشان دهند.

اشکالات اقتصاد دستوری

متولیان اقتصاد دستوری  دارای ویژگی های فردی و انسانی هستند. که از طریق  تصمیم گیری به نفع خودشان می توانند هزینه های اجتماعی و ضررهای سنگین را به اقتصاد تحمیل کنند، که  برای منافع ملی زیان بار است. و اگر گروه های ذی نفع سیاسی درگیر مبارزات قدرت بر سیاست گذاری در اقتصاد دستوری مسلط شوند اثرات مضر آن می تواند بسیار افزایش یابد.

اقتصاد دستوری  مشکلات را در بین کارکنان، مدیران، تولید کنندگان و مصرف کنندگان بطور چشمگیری گسترش می دهد. در نتیجه، پیشروی در اقتصاد دستوری به معنای خشنود کردن کارفرمایان احزاب و جناحهای سیاسی  و داشتن روابط مناسب است، نه به حداکثر رساندن ارزش سهامداران یا برآورده کردن مطالبات مصرف کننده، بنابراین فساد در جامعه و اقتصاد تمایل به افزونی و فراگیر شدن دارد.

مشکل اساسی دیگر، مسئله محاسبه اقتصادی در اقتصاد دستوری است. این که چه مقدار از هر کالا یا خدمات در اقتصاد برای تولید و ارائه نیاز است. توسط چی کسی، در کجا و در چه زمانی باید عرضه شود. از کدام تکنولوژی و فن آوری، روشها و ترکیب خاصی از عوامل تولید (زمین ، نیروی انسانی  و سرمایه) باید استفاده شود. بازارهای آزاد، این مشکل را از طریق تعامل عرضه و تقاضا براساس اولویت های مصرف کننده و کمبود نسبی کالاهای مختلف و عوامل تولیدی حل و فصل می کنند.

در واقع  اقتصاد دستوری، بدون داشتن حق مالکیت امن و یا مبادله آزاد کالاهای اقتصادی و عوامل تولیدی، عرضه و تقاضا نمی تواند اجرایی شود. برنامه ریزان مرکزی از هیچ روش منطقی برای تراز کردن تولید و توزیع کالاها و عوامل تولیدی با در نظر گرفتن اولویت مصرف کننده و کمبود واقعی منابع برخوردار نیستند. کمبودها و مازاد کالاهای مصرفی و همچنین منابع تولیدی بالا و پایین زنجیره تأمین، ویژگی  اصلی این مشکلات  است.

نظر مدافعان اقتصاد دستوری

طرفداران اقتصاد دستوری بر این باور هستند که اهداف اقتصاد دستوری تخصیص منابع  به منظورحداکثر سازی رفاه در سطوح عمومی جامعه است. در حالیکه در اقتصاد آزاد این یک هدف فرعی بوده و هدف اصلی به حداکثر رساندن سود است. مضاف  بر این که، طرفداران این سیستم ادعا دارند که اقتصادهای دستوری نسبت به اقتصادهای بازار آزاد کنترل بهتری بر اشتغال دارند. به دلیل اینکه می توانند در صورت نیاز برای افراد ایجاد شغل نمایند، 


ولی باید این را بدانیم ما در جهان تنها زندگی نمی‌کنیم به همین علت باید از  روش اقتصادی کشورهای دیگر اطلاع داشته و نکات مثبت و منفی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم . و در جهت شکوفایی اقتصادی استفاده کنیم.